خدا رادوست دارم

ارسال‌شده در دل خواسته ها با برچسب‌های در 2010/01/03 توسط نقطه سرخط...


خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه با هر username که باشم، من را connect مي کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه تا خودم نخواهم مرا D.C نمي کند .

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه با يک delete هر چي را بخواهم پاک مي کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه اينهمه friend براي من add مي کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه اينهمه wallpaper که update مي کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه با اينکه خيلي بدم من را log off نمي کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه همه چيز من را مي داند ولي SEND TO ALL نمي کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه مي گذارد هر جايي که مي خواهم Invisibel بروم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه هميشه جزء friend هام مي ماند و من را delete و ignore نمي کند.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه هميشه اجازه، undo کردن را به من مي دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه آن من را install کرده است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه هيچ وقت به من پيغام the line busy نمي دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه اراده کنم، ON مي شود و من مي توانم باهاش حرف بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه دلش را مي شکنم، اما او باز من را مي بخشد و shout down ام نمي کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه password اش را هيچ وقت يادم نمي رود، کافيه فقط به دلم سر بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه تلفنش هميشه آنتن مي دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه شماره اش هميشه در شبکه موجود است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه هيچ وقت پيغام no response to نمي دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه هرگز گوشي اش را خاموش نمي کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه هيچ وقت ويروسي نمي شود و هميشه سالم است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه هيچوقت نيازي نيست براش BUZZ بدهم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه آهنگ حرف هاش هميشه من را آرام مي کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه نامه هاش چند کلمه اي بيشتر نيست، تازه spam هم تو کارش نيست

خدا را دوست دارم ، بخاطر اينکه وسط حرف زدن نمي گويد، وقت ندارم، بايد بروم يا دارم با کس ديگري حرف مي زنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه من را براي خودم مي خواهد، نه خودش

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه هميشه وقت دارد حرف هايم را بشنود

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه فقط وقت بي کاريش ياد من نمي افتد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه مي توانم از يکي ديگر پيشش گله کنم، بگويم که ….

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه هميشه پيشم مي ماند و من را تنها نمي گذارد، دوست داشتنش ابدي است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه مي توانم احساسم را راحت به آن بگويم، نه اصلا نيازي نيست بگويم، خودش ميتواند نگفته، حرف ام را بخواند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه به من مي گويد دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفي نمي کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه تنها کسي است که مي تواني جلوش بدون اينکه خجل بشوي گريه کني، و بگويي دلت براش تنگ شده

خدا را دوست دارم ، به خاطر اينکه ، مي گذارد دوستش داشته باشم ، وقتي مي دانم لياقت آنرا ندارم

خدا را دوست دارم به خاطر اينکه از من مي پذيرد که بگويم : خدا را دوست دارم …

CHAT

ارسال‌شده در 1 در 2010/01/13 توسط نقطه سرخط...

:::●┼┼ اگه دوست داری توی وبلاگت چت روم داشته

خدا

ارسال‌شده در دل خواسته ها با برچسب‌های , در 2010/01/03 توسط نقطه سرخط...

خدا و عشق

سکوت؟

تا به حال شده است خوابی ببینی و بعد فردای آن روز مو به مو جلوی چشمانت تعبیر شود؟ این روزها تاریخ خواب تعبیر شده است. دیگر ریزش بعضی از صحابه پیامبر اکرم (ص) پس از رحلت ایشان، ایستادنشان در مقابل جانشین وی، اهل نماز بودن قاتلین حسینش و… استبعادی ندارد. ناکثین و قاسطین و مارقین زمان بدانند دیگر داستان ابوموسی و قرآن به نی کردن و حسن سابقه سریالی تکراری است که هر چقدر هم قشنگ باشد… . امروز همه می دانند سکوت جائز نیست. تا به حال سعی می کردیم سکوت بعضی را بگذاریم پای فتنه گونه بودن مساله و اختلاط حق و باطل. می گفتیم لابد می خواهند مانند بچه شتر بودن (۱) را تجربه کنند. اما امروز دیگر هیچ توجیهی پذیرفته نیست. دیگر سکوت معنایی دیگر دارد، چرا که عاشورا بار دیگر حق و باطل را از هم جدا کرد.

(۱) اشاره به سخن امیر المومنین در نهج البلاغه کن فی الفتنه کابن اللبون

——————————————————————————-

جملاتی زیبا از استاد نورالله مرتضایی (قسمت اول)

تا بهشت دو قدم راه داریم:

قدم اول: خودمان را با دیگران مقایسه نکنیم

قدم دوم: در بهشتیم.

وقتی خدا آمد آنچه داریم و نداریم از بین می رود

و بعد غم از بین می رود.

گاهی در فکرمان با کسی دعوا می کنیم به او ناسزا می گوییم

و احساس نمی کنیم کار نادرستی مرتکب شده ایم.

وقتی حرف بد می زنید در فکر شما حضور پیدا می کند

و همین روح را آلوده می کند.

تمام گرفتاری های ما دوری از خداست

گاهی فکری شما را خیلی اذیت می کند

رهایش کنید راحت می شوید.

نباید خود را در چنگال ذهن بد گرفتار کنید.

خداوند غیور است

نمی خواهد گناه بنده اش فاش شود.

تا می توانید دل کسی را نشکنید…

دل شکستن توفیق را از انسان می گیرد.

کسی را سر زنش نکنید

شاید این سرزنش شما را به وضعیت مشابهی دچار کند.

برگرفته از کتاب “آن”

ارسال‌شده در دل خواسته ها در 2010/01/01 توسط نقطه سرخط...

چرا ما دچار مشكلات داخلي، بين‌المللي، ضعف بنيه‌هاي توليدي، بنيه‌هاي كارآفريني در كشور و عدم پيشرفت فني و علمي و مسائلي كه همه ما را نگران مي‌كند هستيم؟ و نه تنها در حال حاضر دچار اين‌گونه مسائل هستيم به نظر مي‌رسد به طور تاريخي، دائم به اين نوع مشكلات دچار بوده‌ايم. از يك قرن پيش تا حالا به انواع مختلف، به‌رغم اينكه چقدر درآمدهاي نفتي يا درآمد از منابع ديگري داشتيم، اين گونه مسائل دائم دست به گريبان كشور بوده است.
اين پرسش مطرح مي‌شود كه ريشه اين سوال‌ها را كجا بايد پيگيري كنيم؟
اگر ابتدا در يك لايه بالايي به زندگي اجتماعي خود نگاه كنيم، به روابط و كار كرد هاي اقتصادي مي‌رسيم و اين كاركرد ها توجه مارا جلب مي كنند. يك لايه پايين بخواهيم برويم بايد به سيستم سياسي و قانوني نگاه كنيم و نحوه كاركرد آن را بر رسي كنيم، بخواهيم كمي پايين‌تر برويم بايد به عواملي فكر كنيم كه دليل ايجاد اين سيستم سياسي وشاكله قانوني است. يعني به روابط اجتماعي مي رسيم، و اگر باز به پايين‌تر برويم بايستي به نوع فرهنگ فكري‌مان توجه كنيم، يعني آن نوع فرهنگ‌ فكري كه كنش ها و واكنش هاي ما را هدايت مي‌كند، رفتارهاي ما را تنظيم مي‌كند و طبق آن فرهنگ و رفتارها، فعاليت‌هايي را انجام مي‌دهيم كه براساس آن روابط سياسي ايجاد مي‌شود و آن روابط سياسي، سيستم سياسي ما را ايجاد مي‌كند و آن سيستم تعيين‌كننده قالب ساختار اقتصادي است و كاركرد سيستم اقتصادي ما نيز تا حدودي نمود آن كار كرد هاي سياسي است. بنابراين بد نيست اقتصاددانان گاهي اوقات به زمينه‌هاي فرهنگي انديشه و حيطه انديشه توجه داشته باشند و به نظر بنده اقتصاددانان ما كمتر به اين موضوع پرداخته‌اند يا راجع به آن صحبت كرده‌اند.
بنابراين دليل طرح موضوع اين بحث همين است كه چگونه مي‌‌توان براي تشريح مشكلات و پيچيدگي هاي موجود اقتصاد كشور از زمينه‌هاي فرهنگي انديشه هاي رايج در بطن جامعه كمك گرفت.

آيا متفكرين حوزه اجتماعي در مسير حوادث كشور تآثير داشته اند؟
آيا مي‌‌توان دلايلي يافت كه كاستي‌هائي كه ما به عنوان يك ملت در حيطه تفكر و انديشه اجتماعي داشته ايم، در ترسيم مسيري كه طي كرده‌ايم موثر واقع شده است؟ اگر انديشمندان ايران طي يك قرن گذشته به نحو متفاوتي به توليد انديشه و اشاعه فكر مي‌پرداختند آيا مي‌توانيم بگوييم كه كشور ما مسير متفاوتي را طي مي‌كرد؟
براي پاسخ به پرسش اخير اول بايد به اين پرسش پاسخ داد كه آيا اصولا اصحاب فكر و انديشه در اين ديار تاثيرگذار بوده‌اند كه بتوانيم در مورد چگونگي آن تاثير گذاري صحبت كنيم؟
البته بايد توجه داشت كه اين سوالها، سوالهاي مشكلي است و احتياج به مطالعه وسيع و عميق دارد و شايد در شرايط فعلي كسي حوصله توجه كردن به اين سوالات را نداشته باشد و حواسشان به مسائل ديگري است و نگراني‌هاي ديگري ذهن افراد را پر كرده است. اين هم از علائم ايام است كه هنگامي كه ضرورت دارد توجه جامعه، به خصوص متفكران به برخي مسائل عميق جلب شود، مشكلات حاد، حواس‌ها را به سوي خود جلب مي‌كند و فرصت را از تفكر اصولي باز مي‌دارد و اگر دقت كنيد مي‌بينيد كه اكثراً حوصله تفكر در اين گونه مسائل را ندارند.
براي اين كه بحث را ادامه بدهم اول از سوال آخر شروع مي‌كنم.
اين كه آيا اصولا اصحاب فكر و انديشه در اين كشور تاثيرگذار بوده‌اند يا نه؟
بسيار شنيده‌ايم كه گفته مي‌شود روشنفكران و افراد تحصيلكرده با توده مردم در تماس نيستند و در نتيجه نمي‌توانند نظرات خود را به آنها منتقل كنند و حاصل ابن جدائي بي تاثير بودن متفكرين و به راه خطا رفتن مردم بوده است. يعني استدلال مي شود كه مردم به سخنان كساني گوش مي‌دهند كه آنان را به راه نامناسب و زيان‌بار مي‌كشانند كه براي همه از جمله عوام زيان‌بار است. اين مفهوم و شايد روايت‌هاي مربوط به اين نظر را به دفعات شنيده‌ايم كه بله افراد تحصيل كرده روشنفكران، به زبان مردم صحبت نمي‌كنند و در نتيجه مردم حرف‌هاي آنان را نمي‌فهمند و كسان ديگري هستند كه مردم به حرف‌هاي آنان گوش مي‌دهند و آن كسان ديگر حرف‌هاي مناسب و كارساز نمي‌زنند و مردم را به راهي مي‌برند كه شرايط مملكت را دچار گرفتاري مي‌كند. اين موضوعي است كه بسيار مطرح مي‌شود.
حالا فرض كنيم روشنفكرهاي ما حرف به دردخوري هم براي گفتن داشته باشند، سوال من اين است كه آيا درست است روشنفكر‌هاي ما در صد سال گذشته بر روند حوادث و رويداد ها و انديشه و زندگي مردم و عوام اثر نگذاشته‌اند؟ من نظري عكس اين قضيه را دارم و متاسفانه بايد بگويم كه روشنفكران ما اثر بسيار عميق بر روي افكار عمومي و روند حوادث داشته‌اند.

اول خوب ببینید بعد عاشق بشید…

ارسال‌شده در با مزه در 2009/12/02 توسط نقطه سرخط...

مواظب خودت باش آقا کوچولو…

ارسال‌شده در با مزه در 2009/12/02 توسط نقطه سرخط...

ارسال‌شده در دیدنی در 2009/12/02 توسط نقطه سرخط...

چترها را باید بست

زیر باران باید رفت

فکر را خاطره را زیر باران بای برد

با همه مردم شهر زیر باران باید رفت

دوست را زیر باران باید دید

عشق را زیر باران باید جست

زیر باران باید بازی کرد

زیر باران باید چیز نوشت.حرف زد.نیلوفر کاشت

هرکجا هستم باشم

زنین مال من است

پنجره.عشق.وفا.شعر

آسمان مال من است

ازدواج دانشجویی

ارسال‌شده در دل خواسته ها در 2009/11/25 توسط نقطه سرخط...

ازدواج دانشجویی موفق بکنیم ؟! همان‌طور که می‌دانید ازدواج بر سه قسم است: ازدواج موقت، ازدواج دائم و ازدواج دانشجویی!! در این نوشتار می‌خواهیم راه‌های یک ازدواج موفق دانشجویی را مورد بررسی قرار دهیم. مثل ازدواج من و همسر آینده‌ام!! ازدواج دانشجویی از سه کلمه‌ی ازدواج + دانشجو + یی تشکیل شده است!! در لغت‌نامه این کلمات این گونه تفسیر شده است: ازدواج= 2 تا شدن، قاطی مرغ‌ها رفتن، از دست رفتن! از پا افتادن! کاری است خوب که من آن را خیلی دوست می‌دارم! دانشجو= نام چیزی است که این روز ها همه هستند! ، بلاتشبیه به تلفن همراه که همه دارند. انسان علاف از نوع با کلاسش را گویند!! یی= چنین کلمه ای هنوز کشف نشده است ! اولین و آسان‌ترین راه برای ازدواج دانشجویی مایه‌دار بوودن است. اگر خودتان مایه‌دار نیستید لااقل سعی کنید پدرتان مایه‌دار باشد . اصولا اگر مایه دارید دیگر لازم نیست ادامه این مطلب را بخوانید . پاشید برید ازدواج دانشجووییتوونو بکنید! در این موارد بهتر است اول مزدوج شده و سپس دانشجوو شوید تا مدرکی که می خواهید بگیرید (بخرید!) مطابق میل دوشیزه عروس خانم باشد !! اگر هم مایه دار نیستید خب چه کارتون کنم بشینید صب تا شب درس بخونید تا کنکور قبول شده و نمونه یک انسان موفق شوید تا به شما هم بگویند چه پیامی برای هم سن و سال های خودت داری!!؟ برای توفیق در امر ازدواج دانشجویی بهتر است سعی کنید در دانشگاه آزاد قبول شوید تا وقت بیشتری برای انجام این کار های فوق برنامه !! و غیر درسی داشته باشید !! قبولی در دانشگاه شریف به هیچ عنوان توصیه نمی شود !قبولی در این دانشگاه به هر انگیزه ای غیر از درس شما را به یک جوان ناکام تبدیل خواهد نمود! بله همکارانم به من اشاره می کنند لحظاتی قبل کلنگ احداث شش تا دانشگاه آزاد دیگر به زمین زده شد تا شما جوانان عزیز راحت تر ازدواج دانشجویی نموده و مدارج علمی را ترقی نمایید!! (تو همین فاصله شد دوازده تا !!) سعی کنید در انتخاب رشته به رشته هایی علاقمند باشید که بیشتر ظرفیت آن را جنس مخالفتان تشکیل می دهند!(مثلا” نسبت 59 به یک از ضریب اطمینان بالایی برخوردار است!!) در غیر این صورت نگران نباشید انواع و اقسام انجمن ها ی علمی و کانون هاو تشکل هاو هلال احمر و گروه سرود ! و … شما را به سر منزل مقصودتان می رساند! اگر دخترید سعی کنید جزوه های درسی تان را خوش خط و خوانا بنویسید ! ا گر هم پسرید که اصلا” لازم نیست جزوه بنویسید ! چون همان طور که می دانید خوبیت ندارد یک دختر از یک پسر جزوه بگیرد !! مردم چی می گن؟ مثل خواستگاری دختر از پسر که عرف نیست !! نکته مهم : خدا پدر و مادر گوتنبرگ را قرین رحمت نماید!! اصلا”از ایجاد آشنایی نترسید و همیشه سعی کنید برای شروع آشنایی دنبال یک بهانه خوب باشید. خجالت نکشید ، برید جلو و با شهامت حرفتون رو بزنید. پسر:سلام خانم ! ببخشید می شه با من از دواج کنید! بووووووووووووووومب!! کات آقا ! کات ! پسره ی اوشکول من گفتم ایجاد آشنایی! نگفتم زرت بری بگی ازدواج که!! خب می گفتیم… بلوتوث خود را همیشه در محیط کلاس روشن بگذارید! سر جلسه امتحان از هرگونه کمک فکری به غیر هم جنسان خود دریغ نکنید ! البته به شرطی که نیتتان خیر باشد در غیر این صورت چار قد هیچ مسئولیتی را به عهده نمی گیرد. فراموش نکنید نشستن در راهرو های دانشگاه آن هم به سبک سنتی ، به شما انگیزه های زیادی برای ازدواج های!! دانشجویی خواهد داد ! به هر حال اگر از آن دسته از دانشجو هایی هستید که ازدواج دانشجویی کرده اید ، بهتون تسلیت می گم ! اگر هم هنووز مجردید برید ازدواج دانشجویی کنید دیر می شه ها !!

مناظره

ارسال‌شده در دل خواسته ها در 2009/11/25 توسط نقطه سرخط...

یکی ازآداب اخلاق مناظره “صراحت بیان” و پرهیزکاری از تکلف وتعارف در گفتارودوری  از به کاربردن سخنان کنایه آمیز ، چند پهلو ومبهم است.

واینکه حتی اگرمخاطب وطرف گفتگوی ما به گونه ای است که میتواند برداشت های دیگری از سخنان ومستندات درست وصحیح ما داشته باشد تا جایی که ممکن است باید این فرصت را از او بگیریم و برای اثبات مدعای خودمان مستندات واد له توجیه ناپذیر بیان کتیم.

ارسال‌شده در دل خواسته ها در 2009/11/19 توسط نقطه سرخط...

باشگاه فرهنگی ورزشی فولاد خوزستان يكي از باشگاه های خوزستاني حاضر در ليگ برتر فوتبال ايران است که در چند سال اخير توانسته با كشف و پرورش بازيكنان بومي و مستعد این استان و همچنین سایر استان های کشور ، ضمن كسب عناوين مختلف در رقابت های فوتبال داخل کشور در رده های سنی مختلف ، اعتبار ویژه ای برای خود کسب نماید.

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.